|
گرافیك و موسیقی رابطه همیشگی با هم دارند كه هم در قدیم و هم در عصر حاضر به آن اشاره شده سهراب سپهری كسی بود كه این هماهنگی را حس می كرد و آهنگ و ریتم خاصی در آثار نقاشی او حس می شد
در این جا مقاله ای از استاد به نام آهنگ و رنگ را به اختصار می آورم:
در سرزمین چین ، و به دوران سونگ (Sung ) خاقانی به نام هوای تسونگ نگارستانی پی افكند و نگارگران را گرد آورد . در این نگارستان، شعر سرمشق نگارگری و هنرآزمایی بود . از این گونه شعر یكی زبان زد افتاده است:
در بازگشت ، سم اسبش بوی گلها ی له شده را دارد
و آنكه در این میدان پیروز شد نگارگری بود كه اسبی و پروانگانی سر در پی او . اینجا بو درون فرم و رنگ می لغزد : جلوه ی آشكار مادی می پذیرد .امّا راه صدا به جهان رنگ نزدیك تر می نماید . در قلمرو شعر ، از شنوایی رنگین نشانه های فراوان توان یافت .
باشو شاعر ژاپنی سده ی هفدهم چنین می سراید :
دریا به تیرگی می گراید
آوای اردكان وحشی
دم به سپیدی می زند
شاعر هم میهن او ، شی كی از گردش شبپره صدایی سیاه می شنود :
صدای شبپره كه
در بیشه می پرد
تیره است
همو با صدایی دیگر در شعری دیگر :
آوای برخورد تگرگ
بر عرشه
تیره است
گاه ، صدایی كه به گوش می رسد ، انگیزه ای نزدیك برای رنگ پذیرری دارد . باد می پیچد. و برگ های خزانی را می پیماید . بنگرید ، پیش روی ما جنبش ( تلاطمی) است از رنگ . اینك اگر دیده فروبندیم ، دور نیست كه همان همهمه ی باد را به رنگ همان برگهای خزان دریابیم.
ویا نسیمی كه بر چمنی سبز بگذرد . میّسر تواند بود كه در پرتو همسایگی زمزمه ای سبزگون سر كند.شاعر دل آگاه فرانسوی ، در شعر ( تابستان ) مصرعی دارد چنین :
( ... در دهانه رود ، آنجا كه رنگ آسمان زمزمه می كند)
همهمه ایست آبی رنگ . به آبی رنگی آسمانی كه رنگ خود در دهانه رود ریخته.
اینجا صدای رنگ را می شنویم . و این صدا را گاه شنیده ایم و در نیافته ایم ، و گاه نیز شنیده و دانسته ایم. به باغی درون می شویم . از بازی آفتاب بر برگی به رنگی جلوه گر: سبزه های بی شمار . همنوازی سبزه ها آغاز گشته و موسیقی رنگینی برخاسته است . این هنگام باد اگر برخیزد ، آواز رنگ بلندی میگیرد . و آهنگ سبز ، به بالا می گراید ( Crescendo ) جنبشی كه سرچشمه صداست ، نیز تواند رنگین به دید آید. بوست شاعر ژاپنی چنین دیده است :
خیزابهای گرم بهار
حشره ای
در پرواز سپید
در شعری از سیفوجو به سرچشمه ی این آمیختگی احساس ها توان رسید :
كودك
تا گلی بدو بنمایند
دهان باز می كند
آناتول فرانس در دیباچه ... به همان گونه بوی خوب بد ویا نت های ، بدان رو كه انگیزه های جداگانه داشته اند از هم تمیز می دهیم ، همانسان كه آبی را از سرخ باز می شناسیم . پس شگفت آور نخواهد بود كه ارتعاشی بلند كه نت موسیقی به گوش می رساند بیش و كم احساسی بر انگیزد كه از ارتعاش رنگ بنفش به چشم ما می خورد.
در پهنه دانش و فلسفه نیز پیوند رنگ ها را باز جسته اند . نیوتن گسترش رنگ ها را با درازی سیم سازها همبسته دانسته . در این باره ولتر در كتاب عناصر فلسفه نیوتن فصلی دارد به نام ( همبستگی هفت رنگ اصلی با هفت نت موسیقی ) به دیده ی نیوتن این همبستگی میزانی برقرار می كند میان گسترش رنگها و درازی سیمهای ساز كه از لرزش آنها گام موسیقی آفریده می شود .
در همین فصل كتاب به دانتان گری كاستل بر می خوریم .مردی بدین نام و همزمان ولتر ( سده هجدهم ) ، پس از آگاهی از بررسی های نیوتن بر آن شد كه یك ( كلاوسن بصری ) بسازد چنان كه نواختن با آن به جای آنكه اصواتی به گوش آید رنگهایی هماهنگ پدیدار خواهد شد .
در این عصر نیز میتوانیم پیوند آهنگ و رنگ را به خوبی درك كنیم در طبیعت در زندگی ویا حتی در وسایل الكترونیكی و برنامه
های پخش موسیقی كه اكثر آنها قسمتی در خود دارند به نام Visualization( رقص نور) كه تا حد نسبی این هماهنگ بین موسیقی و رنگها پدیدار می گردد.
|