|
همیشه دوست داشتم اونی که می خوام باشم
این تنها آرزومه
آرزو
بودن اون چیزی که می خوای باشی
واقعا" جالبه
آرزوها توی ذهن آدما چه بازیهایی می کنن.
قایم باشک:آره آرزو می کنم یه آدم خوب و مومن و نمازخون و مهربون و خوش اخلاق و... باشم.ای بابا حالا چه وقت قایم شدن بود.آرزو بیا بیرون.کجا رفتی؟ و آرزو همچنان قایم شده و می خواد همچنان قایم باشه.
گرگم به هوا:آرزو می کنم که یه مهندس خوب و با معلومات قوی و کاری باشم و به مردم خدمت کنم.آرزو جون بیا ده بیست سی چهل.هر کی صد شد گرگه.نمی دونم چرا آرزو هیچ وقت گرگ نمیشه و این آقا مهندسه که روز به روز با آرزو های مختلف بازی می کنه و هر روز هم گرگ می شه و دنبال آرزو ها می دوه
لی لی:آرزو می کنم وقتی بزرگ شدم انقدر پول داشته باشم که بتونم باش همه فقیرا رو از فقر نجات بدم و همه پولامو صرف کارای خیر کنم.آرزو لی لی کن.ای بابا!آرزو تو که پا نداری!حواسم نبود.ببخشید.تو اصلا" نمی تونی این بازی رو انجام بدی.برو یه قل دو قل بازی کن.
هزارتا بازی دیگه که توی ذهن همه هست و همیشه این آرزو هستش که تو همه این بازی ها بازندس.
حالا من موندم بازی من و آرزوم یعنی "خودم باشم" به کجا می رسه.چجور بازییه؟
آرزو تو جای من باش من جای تو.هر کی تونست تحمل کنه برندس.
تا سه می شمریم بازی رو شروع می کنیم.
یک
دو
سه
نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!
من نمی تونم!
آرزو!
آرزو!بیا بیرون از من. من نمی تونم جای تو باشم .بیا سر جات.خواهش می کنم.
الان سالهاست که آرزو هنوز جای منه و من از خودم بیرون شدم.آرزو به جای من همه کار می کنه.حرف می زنه.گوش می کنه.تصمیم می گیره.می خنده.گریه می کنه.راه می ره.میشینه و خلاسه به جای من زندگی می کنه...
ولی من هیچ وقت حتی سعیم نکردم که یه لحظه جای اون باشم
فکر کنم تنها راه نجاتم همین باشه!
یعنی برم جای آرزو و تو بازی هایی که آدما باش می کنن برنده بشم!
شاید من بتونم.هر چی باشه من آدمم.با جنس خودم بهتر کنار می یام!
من رفتم
شما هم برید
موفق باشید
|